فرصت چهار ساله ای که از دست رفت/ ریاست جنبش غیرمتعدها و بسترهایی که دیده نشد

به طور کلی سازمان ها، نهادها و رژیم های بین المللی به خاطر اهدافی توسط کشورها تشکیل می شوند تا در محیط آنارشیک بین المللی حداقلی از هماهنگی ها در رفتار بازیگران بین الملل ایجاد شود. سازمان ملل را شاید بتوان یکی از بزرگترین نهادهای بین المللی دانست که با داشتن چندین نهاد وابسته، بیشترین نقش آفرینی را در جهان بر عهده دارد و نهاد شورای امنیت سازمان ملل، با در اختیار داشتن بازوهای اجرایی حتی نظامی، بر بسیاری از کنش های بین المللی، توان تاثیرگذاری دارد.

با ورود به قرن بیستم و برخورد منافع دولت – ملت ها با یکدیگر، حرکت به سمت تشکیلات منطقه ای و بین المللی بیش از پیش احساس شد. جنگ های جهانی اول و دوم، ضربات هولناکی را بر پیکره نظام بین الملل وارد ساختند و از آن زمان بود که جامعه ملل جای خود را به سازمان ملل با اختیارات بیشتری داد. اما مناسبات جهانی پس از جنگ جهانی دوم نیز بر اساس قدرت و زور کشورها تعیین می شد. این ترتیبات با شکل گیری نظام دوقطبی شکل و شمایل دیگری گرفت و بلوک غرب و شرق، تعیین کننده و تاثیرگذار بر رفتارهای بین المللی بودند. اتفاق دیگری که در سال های پس از جنگ جهانی روی داد، کشورهای استقلال یافته از استعمار بودند که به مرور بر تعداد آنها افزوده می شد اما تاثیرگذاری دو قطب اصلی جهان، مانع استقلال واقعی کشورها بود و شوروی و آمریکا سعی می کردند تا با جذب دولت ها به سوی خود بلوک خود را قدرتمندتر و هماهنگ تر سازند.

اما این رویه بر معادلات جهانی از سوی کشورهای خواهان بازیگری در سطح جهان قابل تحمل نبود و از این رو در کنار ائتلاف های منطقه ای، تحرکی از سوی برخی از دولت ها برای ایجاد سازوکار مستقل از دو قطب شوروی و آمریکا آغاز شد. جنبش عدم تعهد دقیقا در همین راستا شکل گرفت. در اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی برخی از کشورهای آسیایی در کلمبو پایتخت سریلانکا جمع شدند و پیرامون همکاری با کشورهای آسیایی و آفریقایی تازه استقلال یافته به توافق رسیدند. این تلاش ها در نهایت به سال ۱۹۶۱ میلادی ختم شد و در اوج جنگ سرد، در بلگراد، جنبش عدم تعهد به عنوان سازمان بین المللی از کشورهایی که به هیچ یک از بلوک های قدرت جهانی تعهد یا وابستگی نداشتند، تشکیل شد. ژنرال تیتو رئیس جمهور یوگسلاوی، نکرومه رئیس جمهور غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، لعل نهرو نخست وزیر هند و سوکارنو رئیس جمهور اندونزی از بانیان اصلی غیرمتعهدها بودند.

ایران و فرصتی به نام غیرمتعهدها

کشور ایران در پیش از انقلاب به دلیل عضویت در پیمان سنتو نمی توانست در غیرمتعهدها حضور داشته باشد. با سقوط رژیم پهلوی، جمهوری اسلامی از سنتو خارج شد و درخواست عضویت در جنبش غیرمتعهدها را داد. بلافاصله  ایران در سپتامبر ۱۹۷۹ همزمان با برگزاری ششمین اجلاس سران غیرمتعهدها در هاوانای کوبا رسماً به عضویت این جنبش درآمد.

حضور ایران در جنبش عدم تعهد فرصت بسیار خوبی بود تا در یک سازمانی بین المللی عضویت داشته باشد که بتواند شعارها و آرمان های انقلابی خود را نیز پیگیری کند. شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی به رویکرد عدم تعهدها نزدیک بود. جنبش عدم تعهد براساس اصول احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، عدم تجاوز، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابریی و امتیازات متقابل و همزیستی مسالمت آمیز در کناراعلام مخالفت با پذیرش سلطه کشورها و بلوک های قدرت و محلی برای اعلام نظرات و مواضع کشورهای جهان سوم و در حال توسعه بود.

عضویت در جنبس عدم تعهد برای ایران محاسنی در برداشت. تلاش کشورهای عضوبرای پایان جنگ تحمیلی و رایزنی در این زمینه، محکوم کردن سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا و حمایت از کشور در مجامع بین المللی از جمله سازمان ملل در بحث تحریم ها و پرونده هسته ای از جمله مزایایی بود که ایران از حضور در عدم تعهدها به دست آورد. همچنین ایران از جمله کشورهایی است که در جنبش عدم تعهد، فعالیت های و رایزنی های بسیاری با اعضا دارد و سعی در پویایی و نقش آفرینی بیشتر آن در عرصه بین الملل را دارد. برگزاری نشست عدم تعهدها در سال ۲۰۱۲ و در اوج تلاش کشورهای غربی برای منزوی ساختن تهران، یکی از مهمترین دستاوردها در این زمینه است.

آمریکا در کنار کانادا و کشورهای اروپایی، نهایت سعی خود را به کار بردند تا میزبانی تهران برای کشورهای جنبش عدم تعهد منتفی شود. در این زمینه حتی آمریکا به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل فشار آورد تا به ایران سفر نکند. سطح رهبران و سران شرکت کننده در اجلاس سال ۱۳۹۱، بی نظیر بود. با تلاش ایران، مرکز حقوق بشر و تنوع فرهنگی به عنوان بازوی علمی جنبش عدم تعهد در آن سال تاسیس شد که می تواند در فضای بین المللی در سواستفاده از معیارهای حقوق بشری برای فشار به کشورهای در حال توسعه موثر باشد.

ریاست ۳ ساله ای که ۴ ساله شد

همزمان با اجلاس تهران، ریاست عدم تعهدها از کشور مصر به ایران واگذار شد تا در دوره سه ساله این ظرفیت دراختیار کشورمان قرار گیرد. جایگاه ریاست فرصت بی نظیری برای ایران بود تا به نقش آفرینی بیشتری در سازمان ها و نهادهای بین المللی بپردازد.

پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، با نوعی آشفتگی و اخلال در ترسیم اهداف و خط مشی ها روبه رو شد. هر چند پیش از آن نیز سازوکارهای حاکم بر جنبش و ملغمه ای از دهها کشور عضو با فرهنگ ها، اقتصادها، سیاست ها و نظام های متفاوت، کارآیی این جنبش با افول رهبران کاریزماتیک بانی آن، به تدریج کاسته شده بود. با وجود آنکه جنبش عدم تعهد پس از سازمان ملل، میزبان بیشترین کشورهای جهان بود، نه اساسنامه ای داشت و نه دبیرخانه دائمی. این هراس وجود داشت با ایجاد ساختاری اداری و منطقی برای یک سازمان فراملی با حضور کشورهایی با اهداف و ایدئولوژی های متفاوت، این سازمان از اساس فروخواهد پاشید. با این وجود در سال های قدرت بلوک های غرب و شرق، وجود چنین سازمانی با حضور کشورهای پیشرو در سطح کشورهای در حال توسعه مانند هند، مالزی، ایران، کوبا و مصر، روند استقلال و استعمارزدایی شدت گرفت، تاثیرات بسیار مثبتی بر روند رویه های بین اللمللی گذاشت و موضوع فلسطین و فشار بر رژیم صهیونیستی را پیگیری و در سطح بین الملل پرو بال داد.

جمهوری اسلامی با درک این واقعیت که جنبش عدم تعهدها با وجود کاستی هایش، می تواند فرصت های بی نظیری را برای نقش آفرینی اعضا در اختیار قرار دهد و آزادی عمل بیشتری در آن نسبت به سازمان های دیگر وجود دارد، تلاش کرد تا پویایی آن را افزایش دهد. ریاست ایران بر این سازمان و حضور در جمع تروئیکای اصلی آن یعنی روسای سابق، فعلی و آتی عدم تعهدها، فرصت مغتنمی برای پیشبرد اهداف و مواضع اصولی جنبش در سطح بین المللی و همچنین بالا رفتن ظرفیت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود و همچنان نیزادامه دارد. در هفدهمین اجلاس سران جنبش که در ونزوئلا برگزار شد، ریاست به ونزوئلا رسید. به دلیل ناآرامی ها در کاراکاس، ریاست که سال گذشته به پایان رسیده بود، یکسال دیگر تمدید شد تا شرایط برای برگزاری اجلاس مهیا شود.

از سال ۱۳۹۱ که ریاست عدم تعهدها برعهده محمود احمدی نژاد بود تا پایان دوره ریاست جمهوریش ادامه داشت و از آن سال تا اجلاس هفدهم، در اختیار حسن روحانی و تیم سیاست خارجی اش قرار داشت. در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، نشست کمیته فلسطین جنبش به ریاست روحانی برگزار شد که موضوع آن به بررسی وضعیت بحرانی مردم فلسطین در پی حمله نظامی رژیم صهیونیستی در ماه های تیر و مرداد همان سال علیه جمعیت غیرنظامی فلسطین در نوار غزه و تخریب امکانات غیرنظامی اختصاص داشت. اما آیا ایران در سال هایی که ریاست جنبش در اختیارش بود توانست آن را به دوران اوج خود بازگرداند و از ظرفیت آن نهایت استفاده را ببرد؟

آنچه مسلم است تلاش ایران برای احیاء و بالابردن پویایی جنبش عدم تعهدها در چندسال پیش از ریاست و تلاش برای میزبانی اجلاس سران بسیار افزایش یافت. به هر حال در آن سال ها کشور تحت فشار و تهدیدات متعدد کشورهای غربی به ویژه آمریکا قرار گرفته بود و تهران برای نقش آفرینی در سطح بین المللی توانست از ظرفیت عدم تعهدها و حضور سران ۳۰ کشور همزمان با اوج فشارها، بیشترین استفاده را ببرد.

اما با عبور از سال ۹۲ و ریاست حسن روحانی، دستگاه دیپلماسی وسیاست خارجی کشور تمام تمرکز و انرژی خود را بر مذاکرات هسته ای قرار داد و اولویت سیاست خارجی به رهبری محمدجواد ظریف، دیگر جنبش عدم تعهدها و تلاش برای ایجاد سازوکارهای مناسب جهت فعال سازی ظرفیت های آن نبود. به خاطر ریاست ایران بر جنبش، تنها بیانیه هایی در حمایت از مذاکرات هسته ای، مخالفت با همکاری کشورهای هسته ای عضو ان پی تی با رژیم صهیونیستی و اعتراض به آمریکا به خاطر مصادر اموال ایران صادر شد. رویکرد دیپلماسی دولت یازدهم برای تعامل با قدرت های غربی و در نظر گرفتن تمامی راه حل های پرونده  های سیاست خارجی در نزدیکی به غرب و به ویژه آمریکا، فرصت مهم ریاست عدم تعهدها را تا حدودی کم رنگ کرد و بار دیگر این جنبش با رکود و ایستایی روبه رو شد.

بدون نظر